سيب قرمز نشستم پيش گلها همين يك ساعت پيش ولي زنبوري آمد مرا يكدفعه زد نيش نشستم گريه كردم زدم فرياد از درد پدر آمد كنارم نشست و ساكتم كرد به شوخي گفت وز وز ورم كرده دماغت شده يك سيب قرمز
بازگشت