|
جوجه عصبانی
یه جوجه با مامانش دعواش می شه .میره
توحیاط میگه : پیشی پیشی بیا منو بخور!
|
|
اسيد سولفوريك!
معلم از حسن سئوالی پرسيد كه جواب آن اسيد سولفوريك مي شد
اما حسن هر چه فكر كرد نتوانست جواب دهد.
معلم گفت: حسن چرا مطالعه نكردي؟
حسن گفت: آقا جوابش نوك زبونمه!
معلم گفت: زود باش برو آب دهانت را خالي كن تا
زبانت سوراخ نشده!
|
|
دوپينگ
مرد ساده لوحي كه قصد داشت در مسابقه دو و ميداني
شركت كند، دوپينگ كرد و داخل مسابقه شد.
دوستش كه مشاهده كرد او خيلي آهسته مي دود و نفر
آخر است به او گفت:
آهاي رفيق چرا اينقدر آرام مي دوي؟
مرد ساده لوح گفت: آخر دوپينگ كرده ام، مي خواهم
متوجه نشوند وگرنه اخراجم مي كنند.
|
|
فيل و مورچه در سينما
يك فيل و يك مورچه به سينما رفتند.
سينما شلوغ بود و يك صندلي بيشتر خالي نبود و
مورچه روي آن نشست.
بعد كه ديد فيل ايستاده و غبطه مي خورد به فيل گفت:
دوست عزيزم بيا كمي روي زانوهاي من بنشين! ناراحت
نباش.
|
|
رضايت از ماشين
علي: احمدجان از ماشينت راضي هستي؟
احمد: خودم كه نه، اما مكانيك ماشينم خيلي راضي
است!!!
|
|
ميخ ديوار روبرو
مردي ميخي را بر عكس روي ديوار گذاشته بود و با
چكش بر تيزي آن مي كوبيد.
هر چه تلاش كرد نتوانست ميخ را به ديوار فرو كند.
در اين حال دوستش به او گفت: مگر ديوانه شده اي،
اين ميخ كه سرش اين طرف است و مربوط به ديوار
روبرويي مي شود!
<<
صفحه بعد
|